أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

99

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 62 ] إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ النَّصارى وَ الصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ( 62 ) ميگويد بدرستى و حقيقت آنان كه ايمان آوردند يعنى به زبان نه بدل و آنان كه جهود شدند و ترسايان و صابئان آنكس كه ايمان آورد بخداى و روز بازپسين و عمل صالح كرد از اداى واجبات و اجتناب مقبّحات ايشان راست مزد ايشان نزديك خداوندگار و پروردگار ايشان بر ايشان هيچ خوفى و ترسى نيست بر آنچه از پيش فرستاده‌اند و هيچ اندوهى نيست در آنچه باز گذاشته‌اند و گفته‌اند كه : هيچ خوفى نيست بر ايشان از كبائر از بهر آنكه خداى آن را بيامرزد و هيچ اندوهى نيست بر ايشان از صغائر از بهر آنكه خداى آن را بازپوشد و گفته‌اند كه : معنى « وَ الَّذِينَ هادُوا » آنست كه آنان كه توبه كردند از گوساله پرستيدن و بيانش انّا هدنا اليك اى تنبا ، و ايشان را يهود از بهر آن گويند « لانّهم هادوا عن الاسلام اى مالوا » يعنى از اسلام بچسپيده‌اند « 1 » عمرو بن علاء گفت : « 2 » « لانّهم يتهوّدون عند القراءة اى يتحرّكون » براى آنكه چون توراة خوانند بجنبند و گويند : براى آن چنين ميكنيم كه چون خداى تعالى توراة بموسى فرستاد آسمان بجنبيد . زهرى گفت : ترسايان را نصارى از بهر آن گويند كه حواريان ايشان گفتند : نحن انصار اللّه ، مقاتل گفت : از براى آنكه ايشان در دهى بودند كه آن را ناصره خوانند نسبت كرد ايشان را به آن ، صابئين كسانىاند كه از دينى بدينى شوند . قتاده و مقاتل گفتند كه : ايشان قومىاند كه بخداى مقرّند و فرشتگان را پرستند زبور خوانند و نماز كنند بجانب كعبه ، از هر دينى چيزى گرفته‌اند ،

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « نچسبيده‌اند » و در بعضى ديگر : « بجنبيده‌اند » و در تفسير ابو الفتوح : « لانهم هادوا عن الاسلام و مالوا ، براى آنكه از ايمان بجستند و ميل كردند » در برهان قاطع گفته : « چسپيدن با باى فارسى بر وزن رقصيدن اتصال يافتن جسمى باشد بجسم ديگر كه انفصال آن مشكل بود و چيزى را محكم بدست گرفتن و بمعنى ميل كردن هم آمده است » پس در اين مورد معنى اخير مراد است . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح « ابو عمر بن العلا » .